[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
ثبت نام و اشتراک::
برای نویسندگان::
برای داوران::
آرشیو مجله و مقالات::
مقالات آماده انتشار::
تسهیلات پایگاه::
تماس با ما::
پست الکترونیک::
اصول اخلاق نشر::
همکاری با انجمن ها::
فرایند بررسی مقالات (فلودیاگرام)::
آمارهای نشریه::
::
نرخ انتشار

مقالات منتشر شده: 583
نرخ پذیرش: 44.6
نرخ رد: 55.4
میانگین داوری: 268 روز
میانگین انتشار: 182 روز

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: مقاله ::
 | تاریخ ارسال: 1400/6/17 | 
بررسی تحول شناختی و هوشی افراد نشانگان داون بر اساس آزمون استانفورد بینه
کبری اباذری قره بلاغ کوثر یحیی زاده  ملک خیلی، ساجده مختاری
چکیده
هدف: کودکان نشانگان داون دارای تاخیرات در زمینه های حرکتی، زبان، خود حمایت گری، رشد شناختی و اجتماعی هستند. دانستن فنوتیپ شناختی و رفتاری افراد نشانگان داون به ما درباره ماهیت عصب روانشناختی افراد نشانگان داون آگاهی می دهد. در نهایت به درمان، آموزش و توانبخشی و ارائه مداخله به این کودکان کمک می کند تا رشد شناختی این گروه از افراد افزایش یابد. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی پروفایل شناختی دانش آموزان نشانگان داون در مقایسه با دانش آموزان عادی انجام شد و همچنین تحول پروفایل شناختی این گروه در مقایسه با دانش آموزان عادی پرداخته است. روش: به این منظور ۱۰۰ دانش آموز نشانگان داون و عادی در گروه سنی ۱۴-۶ ساله از مدارس استثنائی و عادی به طور تصادفی انتخاب شدند. در نهایت گروه های سنی دانش آموزان نشانگان داون و دانش آموزان با رشد عادی به ۳ گروه ۸-۶ سال، ۱۱-۹ سال، ۱۴-۱۲ سال طبقه بندی شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، آزمون هوش استانفورد بینه نسخه پنجم است. یافته ها: نتایج تحلیل آماری این پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی توکی بیانگر این است که در افراد دارای سندرم  داون در مقایسه با کودکان عادی، در مقیاس های استدلال سیال غیرکلامی، دانش غیرکلامی و حافظه فعال  با افزایش سن کاهش صورت می گیرد.  در صورتی که در باقی زیر مقیاس ها تغییرات معنی داری در پروفایل شناختی دیده نشد. گرچه گروه نشانگان داون نیز مانند گروه افراد  دارای رشد عادی، با افزایش سن تغییراتی در رشد کلی هوش کلامی و غیرکلامی و هوشبهر کلی نداشتند. نتیجه گیری: بنابراین در توانبخشی افراد سندرم داون، نقایص شناختی آنها و تحول شناختی و هوشی آنها را می توان در نظر داشت.
کلید واژگان: تحول شناختی، نشانگان داون، رشد هوشی، هوش، شناخت
 
دفعات مشاهده: 783 بار   |   دفعات چاپ: 78 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: مقاله ::
 | تاریخ ارسال: 1400/6/17 | 
مقایسه اثربخشی مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر توانایی تحصیلی نوآموزان دیرآموز
محسن بهشتی‌پور۱، دکتر نادره سهرابی شکفتی۲، دکتر سیامک سامانی۳، دکتر مجید برزگر۴
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر بهبود توانایی تحصیلی نوآموزان دیرآموز انجام شد. روش: روش پژوهش، ‌آزمایشی با پیش‌آزمون - پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. ۳۰ نوآموز دیرآموز به شیوه نمونه‌گیری هدفمند به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه‌های آزمایش ۲۰ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای طی یک ماه آموزش دیده‌اند. داده‌های به دست آمده از آزمون‌های مهارت‌های پیش نیاز خواندن، ریاضی و نوشتن، با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر مولفه‌‌های توانایی تحصیلی (مهارت‌های پیش نیاز خواندن، نوشتن و ریاضی) تاثیر داشته است و با توجه به مجذور اتا ‌‌می‌توان بیان کرد که۵۱ درصد از تغیرات ناشی از تاثیر مداخله‌ها است. نتایج آزمون توکی نیز نشان داد که مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده در مولفه‌های توانایی تحصیلی با گروه کنترل تفاوت معنادار داشتند. بعلاوه، در مهارت‌های پیش نیاز خواندن مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده اثربخشی بیشتری داشته است. اما مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده در مهارت‌های پیش نیاز ریاضی و نوشتن اثربخشی متفاوتی با هم نداشتند. نتیجه گیری: یافته‌های این پژوهش در مجموع اثربخشی مداخله بهنگام و مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده بر بهبود توانایی تحصیلی نوآموزان دیرآموز را تائید کرد.

واژه‌های کلیدی: مداخله بهنگام، مداخله بهنگام به همراه آموزش خانواده، توانایی تحصیلی، نوآموزان دیرآموز
 
دفعات مشاهده: 779 بار   |   دفعات چاپ: 78 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: مقاله ::
 | تاریخ ارسال: 1400/6/17 | 
اثربخشی برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی  بر رفتارهای چالش انگیز کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین
سعید رضایی
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی بر رفتارهای چالش انگیز کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین  مراکز نگهداری و توانبخشی شهر کرج در سال تحصیلی ۱۳۹۹ بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. حجم نمونه ۱۲ کودک با اختلال اتیسم عملکرد پایین از مرکز کهریزک بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از تکمیل مقیاس تجدید نظر شده رفتارهای چالش انگیز به عنوان پیش آزمون توسط والدین کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین، این کودکان در دو گروه آزمایش و کنترل  به شیوه تصادفی گمارش شدند. پس از آن گروه آزمایش به مدت۱۰ جلسه  ۴۰ دقیقه ای برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی  را دریافت کرد. در خاتمه جلسات  مداخله ای، مجددا مقیاس تجدید نظر شده رفتارهای چالش انگیز به عنوان پس آزمون توسط والدین کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین، تکمیل شد. یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس یک راهه (ANCOVA) استفاده شد. یافته ها نشان داد که برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی موجب کاهش  رفتارهای چالشی گروه آزمایش شد. نتیجه گیری:  با توجه به یافته های این پژوهش می توان از برنامه مداخله ای تعامل همه جانبه با رویکرد حسی به منظور کاهش رفتارهای چالش انگیز کودکان با اختلال اتیسم عملکرد پایین  به عنوان یک روش مداخله ای  مفید سود جست.
کلید واژه ها: اختلال اتیسم، تعامل همه جانبه، رویکرد حسی، رفتارهای چالش انگیز
 
دفعات مشاهده: 796 بار   |   دفعات چاپ: 77 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: مقاله ::
 | تاریخ ارسال: 1400/6/17 | 
شناسایی عوامل موثر بر موفقیت برنامه­های آموزش فراگیر
مسلم قبادیان، محمد جواد بگیان کوله­مرزی شاپور فولادوند، روح اله رحیمی، مریم حقانی

چکیده
هدف: امروزه، آموزش فراگیر یکی از بارزترین و پر کشمکش­ترین موضوعات پیش­روی سیاست­گذاران و متخصصان آموزشی در سراسر جهان است که موافقان و مخالفان زیادی دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت برنامه­های آموزش فراگیر انجام گرفت. روش: به‌منظور واکاوی عمیق و شناسایی عوامل و نشانگرهای اثرگذار بر فراگیر سازی دانش‌آموزان، از رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری استفاده شد. در این راستا با استفاده از روشی هدفمند و به‌کارگیری معیار اشباع نظری تلاش شد تا با استفاده از فن مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، ادراک و تجربه ۱۵ نفر از معلمان، کارشناسان و صاحب‌نظران آموزش فراگیر سازی به‌صورت ملاک محور موردبررسی عمیق قرار گیرد. ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه­های عمیق نیمه ساختاریافته اکتشافی بود. برای تحلیل داده­ها، در بخش کیفی از روش کُدگذاری اولیه، باز و محوری استفاده شد. یافته­ها: پس از پیاده‌سازی مصاحبه‌ها و تحلیل عمیق داده‌ها، ۲۸۴ نشانگر، ۱۴ مقُوله و ۷ طبقه اصلی که شامل «ویژگی­های شخصیتی» الف. ویژگی شخصیتی معلم و ب. ویژگی شخصیتی دانش‌آموزان، «تخصص و صلاحیت حرفه­ای معلم» دو مقوله الف. توسعه حرفه­ای معلمان و ب.  تقویت مهارت‌های تیمی و گروهی، «برنامه­ریزی و استاندارسازی» الف. فرهنگ ساختاری و ب. برنامه­ریزی عملکردی «فضا و امکانات آموزشی» الف. ساختار مدرسه و ب. ساختار کلاس، «اثرات روان‌شناختی مثبت و منفی فراگیر سازی» الف. مزایا و ب. معایب فراگیر سازی، «عوامل مربوط به خانواده» الف. سطح پایین کیفیت زندگی و ب. عملکرد ناقص خانواده و «عوامل مربوط به جامعه» الف. عوامل استرس­زای محیطی و ب. گروه همسالان شناسایی شدند. نتیجه­گیری: با توجه به نتایج حاصل از این  پژوهش کیفی و شناسایی عوامل مؤثر در فراگیرسازی دانشآموزان دوره اول ابتدایی، می توان برنامههای جامعی برای اثربخشی بیشتر مدارس فراگیر سازی تدوین کرد.
واژه­های کلیدی: فراگیر سازی، دانش‌آموزان با نیازهای ویژه، دانش‌آموزان عادی، گراندد تئوری.
 
دفعات مشاهده: 795 بار   |   دفعات چاپ: 80 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: مقاله ::
 | تاریخ ارسال: 1400/6/17 | 

اثربخشی
تحریک الکتریکی مغزی بر حافظه کاری دیداری - شنیداری و توجه در دانش آموزان پسر با اختلال نارسانویسی



چکیده
هدف: نارسانویسی یکی از مشکلات عصب روانشناختی می یاشد که منجر به افت تحصیل، اختلال در یادگیری و همچنین مشکلات روانشناختی در دانش آموزان می شود. این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی مغزی بر حافظه کاری دیداری- شنیداری و توجه دردانش‌آموزان نارسانویس دوره ابتدایی انجام گرفت.
روش: در این مطالعه، از روش آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۲۴ دانش‌آموز (۷ الی ۱۲ ساله) مبتلا به نارسانویسی که بوسیله روانشناس و روانپزشک تایید شده و سپس با مصاحبه بالینی بر اساس ملاک‌های تشخیصی DSM-V مبتلا به نارسانویسی تشخیص داده شدند. به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. سپس قبل و بعد از درمان بوسیله آزمون ان بک[۱]، آزمون نقص توجه کانرز و آزمون دیکته محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند، گروه مداخله ۱۵ جلسه بصورت یک روز در میان با شدت ۵/۱ میلی آمپر به مدت ۲۰ دقیقه در ناحیه DLPFCتحت درمان تحریک الکتریکی مغزی قرار گرفتند.
یافته‌ها: تحلیل داده‌های پژوهش به کمک شاخص‌های مرکزی، میانگین و انحراف معیار و بهکارگیری واریانس و همچنین با تحلیل کوواریانس، نشان داد که میان ویژگی‌های کودکانی که تحت درمان تحریک الکتریکی مغزی (tDCS) و کودکان گروه گواه تفاوت معناداری در حافظه کاری دیداری-شنیداری و توجه وجود دارد().
نتیجه گیری: تحریک آنُدی ناحیه پیش پیشانی خلفی-جانبی موجب بهبود توجه و حافظه کاری دیداری-شنیداری در عملکرد دیکته دانش‌آموزان نارسانویس شد.
واژگان کلیدی: تحریک الکتریکی مغزی (tDCSقشر پیش پیشانی خلفی- جانبی (DLPFC)، نارسانویسی، حافظه کاری دیداری- شنیداری، توجه.
 
دفعات مشاهده: 862 بار   |   دفعات چاپ: 138 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: مقاله ::
 | تاریخ ارسال: 1400/6/17 | 
مقایسه اثر اسنارک (تداعی عدد- مکان) در نوجوانان مبتلا به اختلال بیش‏فعالی، نقص توجه و نوجوانان عادی
 
دکتر سوسن علیزاده فرد،   پریسا اردبیلی،  دکتر احمد علیپور
 
چکیده:
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثر اسنارک و بررسی بازنمایی عدد-مکان در نوجوانان ایرانی مبتلا به اختلال بیش‏فعالی، اختلال نقص توجه و نوجوانان بدون اختلال طراحی و انجام شد. روش: طرح پژوهش توصیفی، از نوع علی- مقایسه‏ای بود. جامعه آماری نوجوانان ۱۰ تا ۱۵ ساله شهر تهران؛ و گروه نمونه شامل ۳۰ فرد مبتلا به اختلال بیش‏فعالی، ۳۰ فرد مبتلا به اختلال نقص توجه، و۳۰ نوجوان بدون اختلال بودند که با روش نمونه‏گیری به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. همه این افراد تکلیف بزرگی اعداد (جورجز، ۲۰۱۷) را اجرا نموده و به آن پاسخ دادند. یافته‏ها: نتایج نشان داد که اثر اسنارک در نوجوانان عادی، و مبتلا به اختلال بیش‏فعالی، و نقص توجه وجود دارد، به‏صورتی که بیشترین مقدار اسنارک در افراد مبتلا به بیش‏فعالی و کمترین مقدار مربوط به افراد عادی است. این اثر به شکل بازنمایی اعداد کوچک در سمت راست، و بازنمایی اعداد بزرگ در سمت چپ دیده می‏شود. همچنین گروه سالم بیشترین پاسخ‏های صحیح و گروه دارای نقص توجه، کمترین تعداد پاسخ‏های صحیح را داده‏اند؛ و زمان واکنش گروه نقص توجه بیشترین، و زمان واکنش گروه بیش‏فعال کمترین مقدار بوده است. نتیجه‏گیری: این نتایج اولاً مشخص می‏کند که اثر اسنارک معکوس در فارسی زبانان ایرانی وجود دارد، و همچنین نشان دهنده بزرگتر بودن اثر اسنارک در افراد مبتلا به اختلال بیش فعالی-نقص توجه است.   
واژه‏های کلیدی: اسنارک، تداعی عدد- مکان، بیش فعالی، نقص توجه.
دفعات مشاهده: 821 بار   |   دفعات چاپ: 78 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
فصلنامه کودکان استثنایی Journal of Exceptional Children

[__CODE __JMETRICS__FULL__FA____ CODE__]

Persian site map - English site map - Created in 0.04 seconds with 70 queries by YEKTAWEB 4447